پا به پای هر سطر

می شود قدم بزنی

سان ببینی

از قامت واژه بالا بروی

دورترین معنا را برداشت کنی

چه فرقیست؟

بین دست بردن و دست برد زدن؟

وقتی خمپاره را خمیازه می کنی

بین حروف تفرقه می اندازی

دردسرها

درد سر شوند

بی خود شدن ها

بیخود...

می شود از سادگی جملات ابهام بگیری

زیر بار معنایی شان له شان کنی

یا لغت به لغت اعتراف بگیری
.
.
.

باور کن

مهم نیست

حرفهامان

با تو از کجا سر در می آورند

مهم در سرمان بود

که هرگز از آن سر در نیاوردی...